شیرین کاریهای پارمین
چند روزیه وقتی میخوابونمت زمین توی یک چشم بهم زدن غلت میزنی و گردنت و بالا میگیری و دور ورترو نگاه میکنی اونقدر جیگر میشی که میخوام بخورمت نفسم .اولین غلتت رو وقتی 3 ماه و 10 روزت بودوقتی داشتم پوشکترو عوض میکردم زدی و منو کلی خوشحال کردی .عکسش خونه مامان جون ایناست توی اولین فرصت میارم و برات میذارم . الانم که تا غلت میزنی کلی زحمت میکشی تا بری جلو ولی هنوز نمیتونی و به جاش دور خودت میچرخی اگه ملافه یا پتو جلوت باشه بهش چنگ میزنی و ازش کمک میگیری.منم چپ و راست قربون صدقت میرم تو هم گهگاهی نگاهم میکنی میخندی پیش خودت چه فکری میکنی خدا میدونه .
.gif)
دیگه اینکه برای خودت دست خوره قهاری شدی هر روز گاهی اوقات روزی 2 بار بلوزترو عوض میکنم پیشبند هم دیگه جواب نمیده لولش میکنی و حسابی مکش میزنی و دست من وبابا روهم تا میگیری میخوای بخوری.دستات رو گاهی اوقات میذاریم توی شلوارت و ی کارایی میکنی تا درشون بیاری که خدا میدونه ی جیغایی هم میزنی که نگو . آخر هم ببینی هیچی برای خوردن نیست لباتو میخوری .
3 ماه و28 روزت بود که با صدای بلند خندیدی صدای بلند هم نه قهقه میزدی به بادبزن بادبزنرو باز و بسته میکردیم و تو میخندیدی ازت فیلم هم گرفتیم من وبابارضا هم کلی ذوق کرده بودیم و خوردیمت .
وقتی بابا رضا از سر کار میاد و میبینیش کلی براش ذوق میکنی دست و پا میزنی ازش دلبری میکنی .
.gif)
مامانی نمیدونی چقد خوشمزس این دستام .

اینم 2 تا عاشق

فدای غلت زدت بشم فندقم

مامانی بذار یه فیگور آکروباتیک بیام

اینجا هم قاشقترو دادیم دستت تا با قاشق آشنا بشی .

پس چرا هیجی نمیره تو دلم شاید باید محکمتر فشار بدم .

ول کن بابا دستم خوشمزه تره .



شیرین کاریهای پارمین
